ولادت مولا علی(ع) از زبان پدر شهید

ولادت مولا علی(ع) از زبان پدر شهید

سوشیانت نامه

سجاده سوالم بر پیکر هلالش

با دانه نگینی بر گوشه نگاهش

آبی دهد دلم را این یار پینه بسته

بر تار تار روحم یکباره قدر بسته

از اولین مسلمان قصدم سوال کردن

پاسخ به قصد پرسش بلبل جواب دادن:

"کعبه شکاف می خورد بهر امام رحمت

آن مادر گرامی وارد بشد ز شدت

بر بانوان جنت از سوی رب رحمان

امری بشد که بگذار این نور از امامان

فخر زمین کعبه هفت دور بر طوافش

این بار شیر الله کامل بشد سرایش

خورشید و ماه تابان بر گرد گرد کعبه

نوبت ز هم ندادند تا آن بشد شکفته

مولایمان علی (ع) جان قبل از نگاه کعبه

بر پادشاه گیتی چشمش بشد نظاره

نامش ز نام اعلی از سوی کردگار است

نهج البلاغه او بعد از کلام بار است

هم آمد و برفتش در خانه الهی

جز او چنین نشاید بر بنده خدایی

قرآن ناطق آید با منکر و نکیری

بعد ورود در قبر بر عاشقان وصی"

.

.

.

دیگر صدا نیامد از آن گلوی زیبا

اما نوای خوشتر از اشک های بابا

آن شب گذر بکرد و بابا چنین بگفتم

بابا بیا به خوابم من طالب کمالم

 شعر از سوشیانت

کتاب خواستگاری از منظر قرآن و عترت علیهم السلام

کتاب جدیدی با نام «14 کلید خواستگاری از قرآن و عترت(علیهم السلام)» منتشر شده که نگاه نوینی را نسبت به امر خواستگاری دارد.


این کتاب رویکرد قرآنی دارد و توصیه هایی را از آیات و روایات استخراج کرده و به پدر و مادر و نیز دختران و پسران هدیه داده است که آن هم در دو بخش مجزا بیان شده است و توجه آنها را به آیات قرآن و روایات ائمه هدی علیهم السلام معطوف می دارد تا در سین جین های خواستگاری نیز از مبانی اسلامی بهره مستقیم بگیرند.
کلیدهایی دارد مانند
کلید اوّل؛ دقّت به خرج دهید امّا نه وسواس
کلید دوّم؛ توجّه به اعتقادات برتر
کلید سوّم؛ پاسخ به نیاز در وقت طلایی
کلید چهارم؛ اصلاحِ کاربردِ واژهِ تحجّر
کلید پنجم؛ مهریّه باشد امّا نه سنگین
کلید ششم؛ نگرش صحیح به هم کفؤ بودن
کلید هفتم؛ احساس همراه با تعقّل
کلید هشتم؛ ردّ و بدل هدیه
کلید نهم؛ با یاد دفاع مقدّس
کلید دهم؛ ثبات قدم
کلید یازدهم؛ تسلیم قضا و قدر
کلید دوازدهم؛ خواستگاری دختر از پسر
کلید سیزدهم؛ هم کفؤیت در اعتقادات
کلید چهاردهم؛ طلب خیر
انتشارات کتابدار توس- 09153209532

صلوات

هر که دارد هوس کربلا یا عرفات

یک کمی صبر کند!

.

.

.

حال بلندتر صلوات

سوشیانت نامه

ولادت بهانه خلقت عالم هستی حضرت زهرای اطهر(س) و تولد حضرت امام خمینی(ره) مبارک

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

خشم لبريز از مهرباني:

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

قدرت مندي و جديت:

به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.

گام به گام رو به سعادت:

مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.

عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: �يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد�.

تعالي انديشه در مادر:

حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: �اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) �بسم الله� بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش�.

تجليل ويژه از مادر:

خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:� ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.� بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.

بلنداي مقام مادري:

استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: �مبادا ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد�.

منزلت رفيع مادر:

حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.

استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: �نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.�

دعا براي والدين:

خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.

گاه نيازمندي:

مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم.

روز مادر مبارک

همایش علوم مدیریت از منظر قرآن و عترت

امروز یعنی ۵شنبه ۱۱ اسفند ۹۰ اولین همایش قرآن پژوهی در رشته های مدیریت برگزار شد که در بین آنها ۳ مقاله با موضوع حسابداری در آیینه قرآن و عترت بود و این موجب شعف ما شد

بزودی این مقاله ها را سعی می کنم در سایت قرار دهم که همه بهره بگیرند و بیشتر تلاش کنیم

و من یتوکل علی الله فهو حسبه

خواستگاری قرآنی ها

در هر قوم و قبیله ای ، در هر نژاد ملّیتی و در هر دین مذهبی ، یک نوع خواستگاری وجود دارد. رایج ترین نوع خواستگاری این است که پدر و مادر و یا بزرگتر ها در خواستگاری حضور داشته باشند.
در هر یک از این مراسم ها، هم دختر و هم پسر برای آشنا شدن بهتر از همدیگر،با هم صحبت می کنند.
معمولا دختر و پسر در صحبتهایشان سعی می کنند با قشنگترین الفاظ با یکدیگر حرف بزنند تا توی دل هم جایی را باز کنند. امّ زیباترین و بهترین صحبت چیزی است که صداقت ی داشته باشد و کلام الهی و معنوی در آن باشد.
در اینجا داستانی را برایتان گذاشتم که دختر و پسری با آیات الهی از همدیگر خواستگاری می کنند.
روزی من، دختر بسیار زیبایی نظرم را جلب کرد.
وقتی که به منزل رفتم هر کاری کردم نتوانتم ذهنم را از آن دختر بسیار خوش چهره جدا کنم.
خیلی دوست داشتم ازدواج کنم ؛ ولی به خاطر نداشتن پدر و مادر و اوضاع مالی خوبی، جرأت خواستگاری کردن از هیچ دختری را نداشتم.

تنها امتیازی که در من بود حافظ کلام نور بودم؛ من قرآن را از هر چیزی بهتر حفظ بودم.
دیگر طاقتم کم شد، به خاطر همین به دنبال آدرس دختر گشتم تا آن را پیدا کنم. بالأخره منزل آن زیباروی را پیدا کردم و من علی حافظی دانشجوی علوم قرآنی دانشگاه تهران، به تحقیقاتم در مورد او پرداختم.

در جستجویی که از این دختر خانم کردم، فهمیدم که او دانشجوی رشته عربی در دانشگاه تهران است. نامش فاطمه و فامیلی او شباهت به من داشت که خانم حافظ بود.
ایشان هم مثل من پدر و مادرشان را از دست داده بودند و مهمترین مطلب که باعث شد دل و جرءتی پیدا کنم تا به خواستگاری این دختر بروم این بود که او هم مثل من حافظ قرآن کریم بود.روز شنبه شد بعد از کلاس به محوطه دانشگاه رفتم. عظمم را جزم کردم تا دختری را که در قلبم جا گرفته بود پیدا کنم و از او خواستگاری کنم.

خانم حافظ را دیدم که در کنار پلۀها ایستاده بود، با خوشحالی فراوان جلو رفتم و با احترام سلام کردم، فا طمه خانم هم سلام کرد و گفت بفرمایید کاری داشتید.
در این هنگام با آیه ای قرآن به او گفتم:« تبارک الله أحسن الخالقین » (1) (یعنی بزرگ است خدایی که بهترین خلق کنندگان و آفرینندگان است)
و او هم در جوابم گفت: « لمثل هذا فلیعمل العاملون » (2) ( برای مثل این باید عمل کنندگان عمل کنند. )
در اینجا فهمیدم که او منظور مرا فهمیده و می خواهد که در خواستگاری کردن از او شهامت به خرج دهم،
به همین علّت بلافاصله گفتم:« نرید ان ناکل منها وتطمئن قلو بنا » (3) ( می خواهیم از آن بخوریم و دلهای ما مطمئن گردد)
فاطمه گفت: گفت: « لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبّون» (4) ( هرگز به نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید انفاق کنید )
در اینجا فهمیدم که به خواستگاری من جواب مثبت داده و می خواهد که من مهریه ای را برایش قرار دهم.
و من هم گفتم:« إجعل بیننا و بینک موعداً لا نخلفه نحن و لا أنت مکاناً سوی » (5) ( موعدی میان ما و خودت قرار ده که نه ما نه تو از آن تخلّف نکنیم آن هم در مکانی که نسبت به همه یکسان باشد. )
فاطمه گفت:« موعدکم یوم الزّینة و ان یحشر انّاس ضحی » (6) ( میعاد ما و شما روز زینت _ روز عید_ است به شرط اینکه همه مردم هنگامی که روز بالا می آید _ منظور هنگام ظهر روز جمعه_ جمع شوند. )

بعد از هم خداحافظی کردیم . یک پس اندازی داشتم که رفتم 14 سکه بهار آزادی خریدم وتا مهر فاطمه کنم.
روز جمعه شد ومن به صحن دانشگاه تهران همانجای که نماز جمعه برپا می شود رفتم، دیدم خانم حافظ هم آمده است، بعد باهم به دفتر حاج آقا عزیز رفتیم ، البته ایشون به خاطر من در دفتر کارش بود.

حاج آقا فرمود: علی آقا چقدر مهر این خانم کردی؟
و بعد هم فاطمه خانم گفت:« الموفون بعهدهم اذا عاهدوا » (7) (کسانی که به عهد خود _ به هنگامی که عهد بستند_ وفا می کنند.)
من هم در جواب پاکتی کوچک را در آوردم که سکه ها در آن بود.
ناگهان فاطمه خانم گمان کرد که من چیزی برای مهر ایشان قرار ندادم بلکه سکه های پول خورد جمع کردم و مهریه اش قرار دادم،
لذا رو به من کرد و با ناراحتی گفت:« ما قدروا الله حقّ قدره » (8) ( خدا را آنگونه که باید یشناسند، نشناختند_ و آنگونه که حقش بود قدر دانی نکردن_)
وقتی دیدم سوء تفاهم دارد می شود سکه ها را نشان دادم و گفتم :« صفراء فاقع لو نها تسرّ الناظرین » (9) ( زرد یک دست که بینندگان را شاد و مسرور می کند. ) (10)

خانم حافظ خوشحال و راضی شد و حاج آقا عزیز هم عقد ما را خواند و ما زندگی قرآنی خود را شروع کردیم. (11)(12)



مؤمنون/14
صافّات/16
مائده/113
آل عمران/92
طه/58
طه/59
بقره/177
انعام/91
بقره/69
برداشتی آزاد از کتاب لطیفه های شیرین باآیات قرآنی ص 53-54
با داستان سرایی و تحقیق آقای محمد حسن براری
وبلاگ فرهنگی و مذهبی زنان (zanan.mihanblog.com)

السلام علیک یا ثار الله

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشورا به پا شد

تامین مالی اسلامی

آیا تامین مالی نوین اسلامی یعنی صکوک واقعا اسلامی است؟

صکوک از کجا پیدا شده و مکتشف آن کیست؟

معیار ابداع صکوک شریعت است؟کدام شریعت؟

و...

این سوالات به معنای دفاع یا رد صکوک نیست بلکه تلنگری به خودم و بقیه است که بفهمیم صکوک را مالزی و دیگر کشورهای عربی که اهل تسنن هستند ابداع کرده اند. آیا معیارهای ما که شیعه مولا امیر المومنین علی علیه السلام هستیم با معیار های اهل تسنن در مسایلی مهم از جنس مالی یکی است؟

دلیل کم کاری ما در ابداع روش های تامین مالی جدید چیست؟

به قول شاعر"جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم"

فقط توکل میخاد که با یک یا علی درست میشه

بد نیست بدونیم که توی مبانی فقهی شیعه و سنی مساله ربا در هر دو تحریم شده اما روش هایی و راه هایی برای استنباط احکام وجود داره که در نکاتی مذهب ما یعنی شیعه و سنی متفاوته.

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی(ربا و بانکداری اسلامی-طرق فرار از ربا) و سایت الغدیر و دیگر سایت های شیعی میتونه این تفاوت ها رو برای شما بهتر باز کنه

حسابرسی در قرآن و عترت

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در مورد حسابرسی دوره ای نفس (حسابرسی داخلی و حسابرسی رعایت) می فرمایند: "وقتی صبح شد و انسان دوباره به کارهای روزمره ادامه داد، شب که فرا رسید، به وجدان خود رجوع کند و خطاب به آن بگوید: ای وجدان! امروز بر عمر تو گذشت و هرگز دیگر باز نمی گردد، و خداوند از تو در مورد این روز که در چه راهی به مصرف رساندی سؤال می کند که چه عملی انجام دادی؟ آیا خدا را یاد کردی و از او شکر گزاری نمودی، و حق برادر مؤمنت را ادا کردی؟ و اندوهش را برطرف ساختی؟ و در غیاب او آبرویش را حفظ نمودی؟ و پس از مرگ او، حرمت او را در میان بستگانش نگهداشتی؟ و از موقعیت خود برای او بهره بردی؟ و مسلمانی را یاری کردی؟ چه کار نمودی؟ ... اگر وجدان او در پاسخ او بگوید: کارهای نیک انجام داده ام، پس خدا را به بزرگی یاد نموده و سپاس گزاری کند، ولی اگر در پاسخ از گناه خود سخن گفت، استغفار و توبه نماید."

فرض دوره مالی حسابداری در قرآن

آیه 189 بقره می فرماید:"درباره هلال های ماه از تو سوال می کنند، بگو: آنها بیان اوقات(و تقویم طبیعی) برای (نظام زندگی) مردم و تعیین وقت حج است." و نیز در آیه36 توبه می خوانیم:"تعداد ماه ها نزد خداوند در کتاب(آفرینش) الهی از آن روزی که آسمان ها و زمین آفریده، دوازده ماه است."

از این آیات در می یابیم که در قرآن دوره های زمانی قرار داده شده که همین موضوع در حسابداری برای گزارشگری و سایر موارد استفاده شده است.

چی میشه ما شیعیان مولا علی علیه السلام زودتر به معارف دینی دست پیدا کنیم و بکار بگیریمشون و دائم نگیم در زمینه حسابداری و حسابرسی ما از خودمون چیزی نداریم و همش از امریکا و اروپاست؟ دین و مذهبمون همه چی داره فقط یه یا علی میخواد تا همت کنیم به این گنجینه ها زوتر از زود دست بیابیم.ان شاء الله

معامله با خدا!

در هر معامله پنج رکن وجود دارد : خریدار ، کالا ، فروشنده ، قیمت و سرانجام سند معامله که در آیه 111 سوره مبارکه توبه به تمام آن اشاره شده است. خدا: خریدار ، مؤمنان : فروشنده ، جانها و اموال : کالا ، قیمت : بهشت ، و سند معامله نیز تورات و انجیل و قرآن است و طرز پرداخت کالا نیز پیکار در راه خدا (بر مبنای تعهدی) است. این که آیه اشاره به معامله نسیه دارد، اما خطرات نسیه را ندارد چون خداوند هرگز فراموش نمی کند و نه پشیمان از معامله می شود. معامله از این پر سودتر که آدمی متاع ناپایدار را بدهد در ازای سعادت جاوید؟

اصول حسابداری در قرآن

توی یه سایتی مطلب جالب زیر رو دیدم. نظر شما چیه؟

لِّلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ خداست‏. و اگر آنچه در دلهاى خود داريد، آشكار يا پنهان كنيد، خداوند شما را به آن محاسبه مى‏كند؛ آنگاه هر كه را بخواهد مى‏بخشد، و هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند، و خداوند بر هر چيزى تواناست‏.
آیه 284
سوره بقره
 

به نظر شما چه اصولی از حسابداری در این آیه مشاهده می شود؟

نظر اون مدیر سایت اینه که:

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ خداست‏.======>اصل مالکیت
و اگر آنچه در دلهاى خود داريد، آشكار يا پنهان كنيد======> اصل افشا
هر كه را بخواهد مى‏بخشد، و هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند==> اصل تطابق هزینه ها با درآمدها

کلام ناب

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

میلاد مسعود ولی نعمت ما ایرانی ها بر همه عاشقان امامت و ولایت مبارک باد

 

امام رضا علیه آلاف التحیه و الثنا:

سکوت دری از درهای حکمت است.

کافی/ج۲/ص۱۱۳

باز می آید...

باز می آید به این دنیا چراغی

باز می آید به این کنعان نگاهی

پای می کوبد به هر ظلم سیه باز

اسب تازد به هر کفر عدم ساز

او علمداری رشیدست از بزرگان

او حسینی دیگری در عصر یاران

باز می آید به این وادی حسابی

باز می آید به این فانی طنابی

او بیاید با فرس با ذوالفقارش

باز گوید حرف حق از کردگارش

بیا مهدی جان!

مولا به جان مادرت رحمی به ما کن

پیمانه خشک دلم اینک سقا کن

ادامه نوشته

بیا مولا جان!

آرامش دلم را مدیون جمعه هایم

آسایش جهان را با او به یاد دارم