ولادت مولا علی(ع) از زبان پدر شهید

ولادت مولا علی(ع) از زبان پدر شهید

سوشیانت نامه

سجاده سوالم بر پیکر هلالش

با دانه نگینی بر گوشه نگاهش

آبی دهد دلم را این یار پینه بسته

بر تار تار روحم یکباره قدر بسته

از اولین مسلمان قصدم سوال کردن

پاسخ به قصد پرسش بلبل جواب دادن:

"کعبه شکاف می خورد بهر امام رحمت

آن مادر گرامی وارد بشد ز شدت

بر بانوان جنت از سوی رب رحمان

امری بشد که بگذار این نور از امامان

فخر زمین کعبه هفت دور بر طوافش

این بار شیر الله کامل بشد سرایش

خورشید و ماه تابان بر گرد گرد کعبه

نوبت ز هم ندادند تا آن بشد شکفته

مولایمان علی (ع) جان قبل از نگاه کعبه

بر پادشاه گیتی چشمش بشد نظاره

نامش ز نام اعلی از سوی کردگار است

نهج البلاغه او بعد از کلام بار است

هم آمد و برفتش در خانه الهی

جز او چنین نشاید بر بنده خدایی

قرآن ناطق آید با منکر و نکیری

بعد ورود در قبر بر عاشقان وصی"

.

.

.

دیگر صدا نیامد از آن گلوی زیبا

اما نوای خوشتر از اشک های بابا

آن شب گذر بکرد و بابا چنین بگفتم

بابا بیا به خوابم من طالب کمالم

 شعر از سوشیانت

تقدیم به بابای شهیدم

تقدیم به بابای شهیدم




دیشب سرای گیتی حال خوشی به من داد


پروانه های نیکی دسته گلی به من داد


هر شب کنار محراب دستی پر از نداری


لیکن که شکر الله شاخه گلی به من داد

شعر از سوشیانت

دل نوشته ای به پدر شهیدم

دل نوشته ای به پدر شهیدم

شعری به مناسبت روز پدر، روز دیدار با پدران آسمانی

بزم گویان، پای کوبان آمدیم

روز بابا باز جوشان آمدیم

دست تقدیر خدا بابا گرفت

ما سراغ گنج خوبان آمدیم

ما اگر جا مانده ایم از اصل خویش

با نشانی از منیران آمدیم

آن نشان یک نام نیک است از پدر

این کلام حق ز قرآن آمدیم

دیگران گویند کشور مال ماست

ما کجا دنبال چاقان آمدیم؟

سوشیانت نامه

با پدر حرفی زدم یک روز و شب

او به من گفتا که «باران آمدیم

با ولایت آمدیم، جان می دهیم

با شهادت مثل یاران آمدیم

کلبه احزان گلستان می شود

چون که با "سید علی" جان آمدیم

می رسیم آخر به مولای زمان(عج)

چشم واتر کن که ما خوان آمدیم

ما ز بالاییم و بالا می رویم

چون که ما از عرش رضوان آمدیم»

.

.

.

ای پدر! فرزند تو دارد نظر

امر رهبر، ما که با جان آمدیم

پس برای ما دعا کن بیشتر

ما پی "أمَّنْ یُجیبان" آمدیم

شعر از سوشیانت

السلام علیک یا ثار الله

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشورا به پا شد

شهیدان زنده

رهبر عاشقان در دیدار جانبازان سرافراز:

هر بلایی کز تو آید رحمتیست

هر که را رنجی دهی خود رحمتیست

زان به تاریکی گذاری بنده را 

تا ببیند آن رخ تابنده را

تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند

تا که با عشق تو پیوندم زنند

خوشبحال شهید

پرواز جنت عشق پرواز مستی ام بود

با دیگران بماندن آغاز سختی ام بود

کجایید ای شهیدان خدایی

دلم را وعده آغوش گرمت یک جهان کرد

ولی بابا که خورشیدت حقیقت را بیان کرد

دلم ترکید و زین پس دیده ها پیمانه اشک

گل و آلاله ها هجران بابا را بیان کرد